عاشق همیم اما من شرایط ازدواج ندارم

 

من 20 سالمه عاشق یه دختر 19 سالم.اونم عاشقه منه.اما خانواده اون از این دوستی خبر ندارن و کم کم دارن فشار ازدواج زیاد میکنن.اون تا حالا چندین بار خواستگارا رو رد کرده.اما چه کنم من نه سربازی رفم نه سرکار فقط دانشجوام.خیلی ناراحتم چوا اون به خاطر من وایساده اما من هیچی ندارم و میخوام بدونم چه کنم.من بارها بهش گفتم ندارم و میدونه اما عشقه دیگه نمیشه


سوال از: ناشناس ۲۰ ساله
ادامه نوشته

از هرکدوم از پسرای اطرافم یه جوری خوشم میاد

 

گیجم .قاطی کردم. اطرافم پر از پسره. البته با هیچ کدوم دوست نیستم .به هر کدوم یه جور احساسی دارم .بچه ام16 سالمه اما زود دل میبندم. میخوان منو اما من دو دلم نمیدونم چرا انگار از همشون یه جوری خوشم میاد. میترسم به درسم لطمه بخوره خیلی احساساتی هستم .شده برام دردسر .میترسم حتی اگر یه روزی ازدواج کنم با مشکل رو به رو بشم .احساساتم کنترلش دست خودم نیست. چی کار کنم؟


سوال از:الهه شرقی ۱۶ ساله
ادامه نوشته

با رفتار دوگانه ی برادرم چکار کنم؟


یه برادر 13 ساله دارم
همه از برادرم تعریف می کنن و از سادگیش و متانتش و از ادبش و خیلی چیزای دیگه
بابا مامان و... همه دیگه
اما برادرم جلوی اونا این جوریه
یعنی با این سن کمش همیشه به اونا بابت سادگیشون می خنده و در خفا مرتب با من دعوا می کنه و وقتی جلوی بابا اینا میرسه همه چیز رو انکار میکنه و بابا اینا من رو متهم میکنن وقتی نماز می خونم سر نماز میاد و من رو مسخره می کنه حرفای خوب نمی زنه بیشتر کاراش تظاهره
من واقعا نمی دونم باهاش چی کار کنم ؟


سوال از:ترنم
ادامه نوشته

نیاز به ازدواج کردن دارم اما شرایط ازدواج ندارم!

من پسري21 ساله هستم وضعيت مالي ايده الي ندارم دانشجو هستم سربازي هم نرفتم ولي احساس ميكنم كه نياز به ازدواج دارم(نياز جنسي و روحي رواني ) با خانواده هم مطرح كردم ولي مخالفت مكنند و مخالفتشون منطقيه به نظر شما با اين وضعيت بايد چه كار كنم دست و دلم به هيچ كاري نميره ؟


سوال از:یه پسر بد ۲۱ ساله
ادامه نوشته

نمی تونم تنهاییمو با ازدواج فراموش کنم


پدر و مادرم 15 سال پیش از هم جدا شدن و من با خانواده ی پدرم زندگی میکنم که همه ی خانواده خیلی زیاد من رو دوست دارن.سال پیش به اصرار خانواده , پدرم با خانمی ازدواج کرد که خودش انتخاب کرده بود.
از زمانی که با این خانم ازدواج کرده تقریبا من از زندگی اش بیرون رفتم و چون من با مادربزرگم در خانه ای مجزا زندگی میکنم پدرم رو حتا 3 هفته یکبار هم نمیبینم...
دوستان خانوادگی زیادی داریم...و به تازگی جند نفر از این دوستان از من خواستگاری کردند و همه موقعیت ازدواج را دارند.
من به هیچ عنوان قصد ازدواج ندارم اما یکی از این دوستان اظهار علاقه ی زیادی به من میکنه و ایشون 9 سال از من بزرگتره.من برای پر کردن تنهایی خودم نمیتونم با کسی باشم و موضوع رو با ازدواج یا رابطه ایی مثل اون فراموش کنم.میشه منو راهنمایی کنید.

سوال از: م  ۱۹ ساله
ادامه نوشته

سوالات پیشین وبلاگ

*  برای خواندن پاسخ سوالات یا جواب دادن به آنها روی هر سوال کلیک کنید *

۷۸-عاشق یه زن شوهر دار شدم

۷۷-آیا به او بگویم که دوستش دارم؟ (2)

۷۶-اختلاف در عقاید مذهبی و تاثیر آن در زندگی زناشویی (سه سوال در یک سوال)

۷۵-کمبود محبتم را چطور جبران کنم؟

۷۴-برای ترک خود ارضایی چکار کنم؟

۷۳-چرا از خدا دور شدم؟

۷۲-عاشق شدم اما می ترسم بهش بگم!

۷۱-نسبت به دوست پسر اینترنتیم حس بدی دارم!

۷۰-دلم نمی خواد کسی از من دلخور باشه!

۶۹-احساس بی کفایتی می کنم!

۶۸-بخاطر سنم نگرانم ،نه کار دارم، نه ازدواج کردم، نه....

۶۷-با دوست پسرم بمونم یا ترکش کنم؟

۶۶-خانواده ام به شدت با ازدواج ما مخالف اند!

۶۵-آیا به او بگویم که دوستش دارم؟

۶۴-نسبت به پسر ها احساس دوگانه دارم!

۶۳-آیا واقعا دل فقط يه بار عاشق ميشه؟

۶۲-دیگه هیچ پسری نظرم رو جلب نمیکنه

۶۱-کسی که تجاوز میکند این از روی جبر است یا نه از روی اختیار است ؟

۶۰- دو دختر که عاشق همند!!!

۵۹-از ارتباط با دوست پسرم عذاب وجدان دارم.

۵۸-پدرم استعداد هامو نادیده میگیره و تحقیرم می کنه

۵۷-از آینده ام می ترسم بخاطر از دست دادن بکارتم.

۵۶-عاشق همیم اما برای هم ساخته نشدیم.

۵۵-این جمله رو کامل کن:زندگي بدون عشق...

۵۴-با کدوم ازدواج کنم؟ کسی که عاشقمه یا کسی که عاشقشم؟

۵۳-حاضر نیست با من ازدواج کنه!

۵۲-چرا از زندگی ام احساس رضایت نمی کنم؟

۵۱-نمی خوام فراموشش کنم،می خوام بهش برسم.

 

سری اول سوالات (50 -1 ) کلیک کنید

عاشق یه زن شوهر دار شدم


من عاشق یک خانم شوهردار شدم دوستا و خانوادم همشون بهم میگن این عاشق شدن اشتباهه. اما بخدا نمیتونم یک لحظم بهش فکر نکنم و فراموشش نکنم دارم دیوونه میشم.


سوال از:امیر اعتصام
ادامه نوشته

آیا به او بگویم که دوستش دارم؟ (2)

 

با یه پسری تو دانشگاه دوستم.دوستایی خیلی خووب و صمیمی ولی در حد فقط دوست رازامونم بهم گفتیم من کم کم که گذشت عاشق این پسر شدم طوری که کل زندگیم این احساسو در بر گرفتو از بس فکرمو مشغول کرد 2 ترم نمره هاام به شدت افت کرد و تا حد مشروطی پیش رفتم! یه مدت سعی کردم به رو خودم نیارم و فراموشش کنم ولی نشد اون دیگه رفته تو قلبم بدون اون نمی تونم زندگی کنم .فکر می کنم اون فهمیده باشه من دوسش دارم ولی نمی دونم چی کار کنم!
البته بارهاا با ماجراهایی که برام گفته یه جورایی گوشه زده که دختره بره به پسره بگه دوسش دارم. ولی من نمی گم .نمی دونم دوست دارم بهش بگم.خودش می دونه من به شدت خجالتی هستمو نمی تونم با پسرا خیلی راحت حرف بزنم و اولین پسر زندگیم همینه! اونم قبل من یه تجربه شکست عشقی داشته! که براش خیلی سخت بوده ولی در حال حاضر تنها دوستش منم!
والا دارم روانی می شم! از زندگی خسته شدم!از این بلاتکلیفی دلم ارامش می خواد!


سوال از:اسم محفوظ
ادامه نوشته

اختلاف در عقاید مذهبی و تاثیر آن در زندگی زناشویی (سه سوال در یک سوال)

 

عاشق دختری شدم که خانواده مذهبی نیستند و من خانواده مذهبی دارم وطرف شهرستانیه و هم را دوست داریم ........ چه کنم راهنمایی کنید فقط حرف از جدایی نزنید. سوال از:بدون اسم


عاشق یه دختر شهرستانی شدم و در قم ساکنم و خانواده مذهبی ای دارم و خونواده دختری که عاشقشم زیاد مذهبی نیست من یکی از هدف هام برا ازدواج با این دختر مذهبی کردن اون دختر و خونوادش هست آیا به دختر مورد علاقم این موضوع را بگم ؟ سوال از:ابوالفضل ۲۰ ساله
به نظر شما تفاوت در مذهب و یا اعتقادات دینی چه تاثیری توی زندگی زناشویی داره؟و یا چقدر تاثیر داره؟اگه موردی در اطرافیانتون سراغ دارید لطفا مثال بزنید. سوال از:همین وبلاگ
ادامه نوشته

کمبود محبتم را چطور جبران کنم؟


من یه پسر تنهام.در خانواده ای که 5تا بچه ایم اما من از همه خجالتی تر-مهربونتر-صمیمی تر و در کل باحال ترم اما با خانوادم حال نمی کنم...
رک بگم محبت ندارم و یا کمبود محبت دارم واسه همین بیرون رفتم و با دختری دوست شدم که حالا همش ناز می کنه و یا انگار میخواد ترکم کنه.نمیدونم چیکار کنم...بیخیالش شم یا نازشو بکشم...
کمکم کنین
محبتی که میخامو از کجا پیدا کنم؟؟آدمی هستم حساس و دل نازک
منتظرتونم
سوال از:مهدی
ادامه نوشته

برای ترک خود ارضایی چکار کنم؟

 

چند سال است که گرفتار خود ارضایی شدم هر کاری می کنم نمی توانم ان را ترک کنم عوارضش رو میدونم .هرچی می کنم مگه این فکرهای جورواجور می زاره؟ بخدا خسته شدم لطفا هر طوری می دونید منو راهنمایی کنید.


سوال از:یونس
ادامه نوشته

چرا از خدا دور شدم؟

 

چندوقتیه ارتباطم با خدا کمتر شده.فقط نمازم رو میخونم.اونم بابت اینکه تکلیفم رو ادا کرده باشم.تو نمازم هم همش فکرم جای دیگه ست.
گناه واسم عادی شدی...قبلا اینجوری نبودم.عوض شدم.
حوصله کسی رو ندارم.دوستام به حداقل رسیدن.
بهم بگین چیکار کردم که اینقدر دورم از خدا.با اینکه میدونم اون بهم نزدیکه.
ممنون میشم از همتون


سوال از:امیر ۲۲ ساله
ادامه نوشته

عاشق شدم اما می ترسم بهش بگم

 

 تو این سن عاشق شدم . اما نمیتونم به کسی چیزی بگم . خیلی دوستش دارم اما میترسم بهش بگم . آخه از طرفی ما سنمون واسه ازدواج خیلی پایینه و از طرفی میترسم با نگفتن این موضوع بهش هیچوقت نتونم بهش برسم . لطفا کمکم کنید دوستان


سوال از:حامد ۱۶ ساله
ادامه نوشته

نسبت به دوست پسر اینترنتیم حس بدی دارم

 

حدود 3 هفته س به صورت اینترنتی با یه پسری آشنا شدم.این پسر از لحاظ تحصیلی و شرایطی و موقعیت خانواده جایگاه خوبی داره.(البته مادرم هم از این ارتباط اطلاع داره).این پسر قبلا دو تا دوست دختر داشته.یکی از این دخترا که دوست خانوادگیشون هست،سال گذشته برای ادامه تحصیل میره ترکیه و این پسر رو ترک میکنه.حالا با شنیدن آشنایی من و اون برگشته و اظهار علاقه میکنه.
و دوست من  با وجودی که اظهار میکنه نمیخوادش اما به دعوت اون دختر باهاش بیرون میره.حس بدی دارم.من اولین باره با یکی آشنا میشم.هنوز نمیدونم چیکار باید بکنم.
با این توجه که اون خواسته از من تا پایان ترم 5 دکتراش صبر کنم - و بعد موضوع رو علنی کنیم برای ازدواج .البته این فرصت باشه واسه شناخت - بهم میگه وابسته نشو ! و...
نمیخوام رو دست بخورم.
من دختر مذهبی هستم که دلم نمیخواد از این اتفاقا توی زندگی گذشته ام وجود داشته باشه.
منتظر راهنماییتون هستم.


سوال از: م ۲۳ ساله
ادامه نوشته

دلم نمی خواد کسی از من دلخور باشه

 

شاید مشکل من به نظرتون احمقانه بیاد.من یه اخلاق بدی دارم که اصلا دلم نمیخواد باعث رنجش دیگران بشم. خوب خیلی وقتها اطرافیانم رو میرنجونم! ولی بعدش عذاب وجدان خیلی بدی میگیرم.
قسمت بدش اینه که خیلی وقتا تو دعواهایی که بین من و یکی دیگه پیش میاد  مقصیر من نیستم و اون یه مشت توهین تحویلم میده ولی بعدش پیش خودم فکر میکنم شاید اون راست میگه و بازم خودم و سرزنش میکنم!با این که میدونم تقصیر من نیست و با وجود توهینایی که بهم شده ،میرم معذرت خواهی میکنم و دوباره برمیگردم به ارتباط دوستانم با اون.حتی با وجود این که بدونم اون طرف آدم درستی نیست!
دلیل اینکه اومدن اینجا مشکلمو گفتم این بود که هردفعه به عشقم قول میدم که دیگه اینجوری نباشم و بااون فرد هم صحبت نشم ولی باز به خاطر این احساسم زیر قولم میزنم و این بدقولیم باعث مشکلات تو رابطه ی ما میشه


سوال از:دختر کوچولوی 17 ساله
ادامه نوشته

احساس بی کفایتی می کنم

 

 مدتی هست که احساس بی کفایتی میکنم.توی بعضی کارها که دلم میخواد موفق بشم نمیشه .شروع به هر رابطه ای میکنم خراب میشه و نمیتونم اونو به سرانجام برسونم. کسی رو توی زندگیم دوست داشتم که نتونستم بهش بفهمونم .ازتون خواهش میکنم راهنماییم کنید


سوال از:نازنین 25 ساله
ادامه نوشته