سوال از:امیر ۲۲ ساله

چندوقتیه ارتباطم با خدا کمتر شده.فقط نمازم رو میخونم.اونم بابت اینکه تکلیفم رو ادا کرده باشم.تو نمازم هم همش فکرم جای دیگه ست.
گناه واسم عادی شدی...قبلا اینجوری نبودم.عوض شدم.
حوصله کسی رو ندارم.دوستام به حداقل رسیدن.
بهم بگین چیکار کردم که اینقدر دورم از خدا.با اینکه میدونم اون بهم نزدیکه.
ممنون میشم از همتون


پاسخهای شما به این سوال:


شاهین شرق:

امام علی علیه السلام میگه:چیزی از طاعت خداوند نیست جز اینکه که با کراهت انجام گیردوچیزی از معصیت خدانیست جز آنکه با میل و رغبت انجام گیرد.
بله معلومه که نفس آدم نماز و دوس نداره...روزه رو دوس نداره....محبت به والدین رو دوس نداره.ولی ما باید خودمون رو به انجام خوبی ها اگه عادی هم واسمون شده باش مجبور کنیم .عین رام کردن یه اسب وحشی!
آیت الله بهجت میگن شما گناهان رو انجان ندین و واجبات رو انجام بدین همه چی خودش درست میشه!
اول باید گناه نکرد...سخته ولی شدنیه....بعد یواش یواش می ببینی که دل داره نرم میشه و دلت می خواد بیشتر کارای خوب بکنی.پس خدودت قرار بزار روز به روز کمتر گناه کنی....هرروز کمتر.روند رو قطع نکن حتی اگه توبه رو شکستی هم فردا باز این مسیر رو ادامه بده...یعنی تو خط باش خاکی زن!
خدا خودش گفته هرکی توی خط من باشه من را های خودمو بهش نشون میدم.....راستی قرآن تا می تونی بخون که عجیب اثر داره!!!ونماز اول وقت حتی حتی اگه حضور قلب نداری!!که خیلی توصیه کردن

موافقین:///تنها///

مخالفین:


مردی از جنس باران:

همینکه نگرانی این موضوع باعث شده این مسئله را در این جا طرح کنی و با کمک دوستان راهی برای این اتصال پیدا کنی ... خود قابل ستایش هست دوست من
بنظر من شما ارتباط با خدا قطع نشده و فاصله نگرفتی ... شما از خودت فاصله گرفتی
از کسی که انسان و دوست داره انسان باقی بمونه ...
از کسی که دوست نداره گناه بکنه...

خدا هیچ وقت بندهاشو رها نمیکنه ...

موافقین:

مخالفین:


محبوب:

جناب امیر اقا نماز خواندن یا نخواندن مشکل شما نیست شما باید بدانید انسان
بودن ومهربان بودن است که دیگران را به شما نزدیک می کند وهمچنین خدارا
بهتر نیست راجع به دینتان ویا انسان بودن واقعی تحقیق بیشتری کنید
ویا اساس زندگیتان را بجای بر دین بر براستی ادم بودن بگذارید تا دیگران از شما بری نشوندپایدار باشید

موافقین:

مخالفین:


همراز ( وبلاگ همراز : مشاوره اینترنتی):

از نوشته های شما احساس میکنم مدتی است دچار غم و ناامیدی در زندگی شده ای
آیا اینطور است؟ گوشه گیر شدی و کم حوصله
آیا اتفاق خاصی زمینه ساز شروع این احساسات در شما بوده؟
هدفم از مطرح کردن این مسائل بیان این نکته است که افسردگی می تواند در کاهش اعتقادات مذهبی موثر باشد و در واقع یک ارتباط متقابل بین اعتقادات مذهبی و افسردگی وجود دارد به این صورت که هم افسردگی در کاهش اعتقادات نقش دارد و از طرف دیگر کاهش اعتقادات می تواند در تداوم افسردگی موثر باشد
بنابراین همراه گرامی من به شما پیشنهاد میکنم ابتدا ریشه این احساسات را پیدا کنید و با رفع آن در جهت بهبود روحیه خود تلاش نمایید(البته بهتر است از کمک مشاور استفاده کنید)، بهبود روحیه می تواند درنزدیکی شما به خدا موثر باشد اما ازطرف دیگر توکل به خدا یعنی اعتقاد به اینکه او تنهایت نمی گذارد و داده هایش رحمت و نداده هایش حکمت است را در خود تقویت کنید تا بهتر پیش بروید
در این جا اجازه پاسخ های بیشتر نیست اگر مایل بودید به همراز پیام بدهید
موفق باشی

موافقین:

مخالفین:


مژده:

بنظر من برای آدما پیش میاد که بعضی وقتا حس میکنن از خدا فاصله گرفتن و اگه واجبات رو انجام میدن فقط برای رفع تکلیفه

خوب اولین چیزی که باعث میشه آدم خدا رو از یاد ببره دل مشغولی های اطرافشه که مانع میشه یاد خدا آرومش کنه
باید سعی کنه که بیشتر با خودش خلوت کنه و خودشو بهتر بشناسه و یه خودش یاد آوری کنه که از کجا اومد و باید کجا بره

موافقین:

مخالفین:


لعنت به هوس:

برای اینکه از نمازت لذت ببری و حواست متمرکز باشه باید اول به معنی چیزایی که میخونی فکر کنی.دوم واسه چی نماز میخونیم؟ برای تکلیف؟خدا به نمازای ما احتیاج نداره این ما هستیم که به او نیاز داریم.پس سعی کن ارتباطتو با خدا بیشتر کنی.چطوری؟
با دعا کردن و از او کمک خواستن.قرآن خواندن و البته فهمیدن چیزی که میخونی از روی معنیش.ترک گناه و از همه مهمتر توبه واقعی.
خدا همه بنده هاشو دوست داره و نمیخواد بنده اش از دور بشه.یک قدم برو به سمتش صد قدم میاد به سمتت.مطمئن باش

موافقین:

مخالفین:


لعبت:

hatman az khodet dur shodi
harmoghe kheodeto peyda koni mituni baz bekhoda nazdik tar beshi

موافقین:

مخالفین:


فرشاد(من بی تو):http://khoshgelan.blogfa.com/

امیر جان شاید باورت نشه منم شرایط تورو داشتم جدی میگم.خیلی چیزا می تونه عامل دوریت از خدا شده باشه.بول...دختر...دوستات..اما همنو بگم که وقتی آدم از خد ا دور میشه به بوچی میرسه.تو الان فقط به زور داری نماز می خونی اما اینو بگم که اون نماز قبول نیس و خدا قبوا نمی کنه تو باید با عشق این کارو بکنی..امیر جان اگه اینطور ادامه بدی خیلی زود نمازتم ترک می کنی..من کاری می گم بکن که خودم کردم !! قرآن فارسی بخر و بخون انقدر آدمو جزب خودش میکنه.من خیلی بد بودم بدتر از تو....... اما الان دیگه خیلی به خدا نزدیکم یعنی هر روز بیشتر از قبل و این یه راز بین من و خدا...

موافقین:

مخالفین:


محمد مهدی امیری:

بهتر است با نگاهی به گذشته و توانمندیهای خود و درنظرداشتن مضرات کار و... به تقویت معنویت بپردازی و موانع کارت راشناسایی کنی.از افراد آگاه کمک بگیر.موفق باشی

موافقین:

مخالفین:


کبوتر:

فکر میکنم بیشتر ماها در زندگی یه وقتایی از خدا فاصله میگیریم که البته همین طور که این فاصله بیشتر میشه آرامش و حس سکونی که در وجودمون داشتیم هم کمتر میشه. اما تا زمانی که انسان کاملا خودشو جدا نکرده یا هنوز به وجود خداوند بزرگ ایمان داره میتونه دوباره برگرده و یه عالمه حس خوبو تجربه کنه. پیشنهاد من اینه که بیشتر به خوبیاش فکر کنی و سعی کنی نعمتایی که بهت داده رو یکی یکی بشمری اون وقته که میبینی چقدر به گردنت حق داره.

موافقین:

مخالفین:


faty.ir

این تغییر حالات ( کم شدن ارتباط با خدا) در روحیه انسان طبیعیه. به طوری که حضرت علی می فرمایند: قلب انسان گاه به خدا رو می کند و گاه پشت می کند. ولی اگه این پشت کردنا زیاد بشه، مطمئنا مشکلی پیش اومده. از جمله این مشکلات:
غرور و دوست داشتن بیش از حد خود ( حب نفس)، دل بستن به دنیا و غرق مادیات شدن، استفاده از غذاهایی که پاک و حلال نیستند یا تکرار گناه به حدی رسیده که قلب سیاه شده و شوق عبادت ازش گرفته شده. که با کنکاش تو وجودتون دلیلشو پیدا کنید و رفعش کنید.
و اما دلایل بی میلی نسبت به نماز: نشناختن نماز و اهمیت اون و اسرار نهفته در اون، عدم شناخت و توجه به معبود، و درگیر شدن فکر، اندیشه ، ذهن و تعلق قلب به مسایل مادی و دنیایی
ایجاد اشتیاق در نماز:
وضو رو با جدیت و در حد امکان با انجام مستحباب بگیریم، نماز رو جایی بخونیم که سرو صدا نباشه، تا حد امکان نماز رو با جماعت بخونیم، نماز رو اول وقت بخونیم.
این جواب بزرگا بود.
و اما جواب من: سعی کنید با خدا دوست بشین. دردودلاتونو، آرزوهاتون و هر چی تو دلتو میگذره رو بنویسید. این نوشتنه واسه خودته، با این کار راحت تر میشین، می فهمین چی مانعه رابطه قشنگ خودتو خدات شده. هر روز 15 دقیقه قبل از خواب وقت بذار و با خدا حرف بزن، حرفاتو بگو مطمئن باش خدا منتظر تا یه قدم بردای که اونم دون دون بیاد طرفت.

موافقین:

مخالفین:


یه دوست:

اين مشكل خيلي هاس.اين كه خدا رو قبول داريم و حضورش رو حس ميكنيم و دوسش داريم ولي وقتي مشكل داريم يادش مي افتيم.
از نظرم اين از روي تنبليه.گرچه اگه خيلي دوسش داشته باشيم از تنبليمون ميگذريم واسه عبادتش.
واقعيتش خودمم اين مشكل رو دارم.نمي تونم نظري بدم

موافقین:

مخالفین:


ایرانی:

سلام وقتی که عاشق بشی دل خکم میکنه برای اینکه به خدا برسی غاشقش بشو اگر دقت کنی در جز جزئ زندگیت نشانی از معشوق یعنی خدا است هیچ کس نمیتونه به اندازه خدا عاشقت باشه پس بهش دل بده

موافقین:

مخالفین:


هادی:http://islamdinehagh.blogfa.com

ببین دوست من همین که شما این سوال رو داری میپرسی یعنی این که خداوند به شما نظری دارن که شما به این فکر افتادی و سوال میپرسی.
خداوند به حضرت داود(ع) می‌فرماید:

«اگر آنان که از من روی‌گردان شده‌اند می‌دانستند که چگونه در انتظارشان هستم و چه مهری نسبت به آنان دارم و چقدر مشتاقم که معصیتشان را ترک کنند از اشتیاق من می‌مردند و در راه محبّتم بنداز بندشان جدا می‌شد. ای داود! بیشترین نیاز بنده به من هنگامی است که از من احساس بی‌نیازی کند. بیشترین مهربانی من به بنده هنگامی است که از من روی‌گردان شود و بیشترین ارجمندی بنده‌ام نزد من، هنگامی است که به سوی من بازگردد».
این که شما نماز میخونید و ارتباطت رو با خدا ترک نکردی خیلی خوبه.
اگه خواستی بیا وبلاگ من قسمت آرشیو فروردین ماه (شوق دیدار )رو بخون
التماس دعا
موافقین:

مخالفین:


رضا:

دوست عزیز برای رهایی از این وضعیت شما باید از قدمهای کوچکی شروع کنید
بهتره هر دوره(مثلا هر یک هفته) اقدام به دوری یا کم کردن یک گناه و در مقابل شروع و یا بیشتر کردن یک کار معنوی کنید.

شما باید ارتباط معنوی خود رو قویتر و از زمینه های گناه فاصله بگیرید. و آرام آرام در این راه پیش برید . مشاوره با یک کارشناس مذهبی و ارتباط با آن هم مفیده و باعث دلگرمی شما خواهد شد . در ضمن همینکه به این فکر افتادین نشون میده از خدا دور نیستید بلکه نزدیکید

موافقین:

مخالفین:


پوریا:http://eshghvadin.blogfa.com

من نمي‌دونم شما چكار كردين كه از خدا دور شدين،شما خودت بهتر مي‌دونين.فكر نكنيد كه فقط شما از خدا دور شديد.من هم دور شدم.من هم گناهكارم .ديگران هم گناه كارند.ولي وجدان بعضي ها خوابيده.جامعه متاسفانه خيلي گناهها را انجام مي‌دهد و توجيه مي‌كند.ما نياز به توبه اجتماعي داريم.اين كه شما قبلا بهتر بوديد و حالا حس مي‌كنيد از خدا دورشدي ،دليلش شايد اين بوده كه لغزشي داشتيد و توبه نكرديد. امام علي عليه‌السّلام در حديثي مي‌فرمايند كه انسان در هر محيطي كه قرارمي‌گيرد ،روح از آن سرقت مي‌كند و تغيير مي‌كند.حالا چرا سرقت مي‌كند،چون خود فرد متوجه نمي‌شود ،يعني يك تغييري در افكار بوجود مي‌‌آيد بدون نكه متوجه شويم.بعد كه به چند سال پيش فكر مي‌كني ،مي‌بيني كاري كه ازش رس داشتي حالا انجام ميدي.پس يك دليل هم مي تواند اين باشد كه شما بدون ينكه بفهمي تغيير مي‌كردي.مثلا ديدن شبكه ماهواره‌اي بي بي سي،با برنامه‌هاي جذاب و فيلمهاي قشنگ و مستندهاي خوبي كه مي‌گذارد ،ولي در لابه لاي برنامه ها، برنامه‌هايي پخش مي‌كنند كه ممكنه بيننده در ابتدا توجه نكند،و قبول هم نكند،ولي چند وقت بعد به اون برنامه‌ها كه مخالف دين و آداب و رسوم عرف در جامعه ما هستندبيشتر اهمّيت ميدهد و قبول مي‌كند.يا ديدن پي‌درپي فيلمهاي خارجي كه رفتارهايي كه آنها انجام ميدهند و مطابق فرهنگشان هست و براي آنها عادي است ولي براي با فرهنگ و دين ما در تضاد است،براي ما هم عادي ‌تر مي‌شود.دوست هم مهم‌ترين مورد است. اگه دوستي دارم كه با من فرق مي‌كند و از نظر من افكار و رفتار نامناسبي دارد اينسه حالت دارد،يا من بعد از مدتي مثل او مي‌شوم ،يا او مثل من مي‌شود.يا اينكه رابطه‌مون بهم مي‌خورد.اگر من تاثير نگذارم ،تأثير مي‌گيرم..گوش دادن به بعضي موسيقي ها به خاطر ترانه‌هاشون ،هم رو شما تاثير مي‌گذارد.آيا تا بحال دقت كرده بوديد.ممكنه شما ترانه‌اي را گوش كنيد كه وصف يك پارتي شبانه را كرده.اول اين كار را دوست نداريد و گناه مي‌دانيد،ولي بعدا با اينكه انجام هم نمي‌ديد ولي علاقه پيدا ميكني.از يك نوع لباس نامناسب تعريف مي‌كند و شنونده به ان علاقه‌پيدا مي كند.به طور مداوم از دختر و دختر بازي تعريف مي‌كند و شنونده به طور اشتباه به دنبال دختر مورد علاقه‌اش مي گردد.جدا از ترانه ها تنظيم آهنگ و ملودي هاي آن هم ثابت شده كه اثر منفي مي‌گذارد و آرامش را از انسان گرفته و افسردگي مي‌آورد ،بلكه آرامشي به آدم هديه مي‌دهدكه غير واقعي است و اين فقط يك احساس آرامش است و واقعيت ندارد.چون بعد از مدتي گوش كردن خسته مي‌شويم و احساس ناراحتي و بي حوصلگي مي‌كنيم پس اين آرامش نيست.(در بعضي سبكها مثل راك ،رپپ،ترنس و پاپ اكثر آهنگها اثر خوبي ندارند.)در حالي كه وقتي شما نماز بخوني يا قرآن بخوني،هر چند زياد طول نمي‌كشه ولي در آن لحظات به شما آرامش مي‌دهد،و بعد انرژي ميد‌هد و بعد احساس خوشنودي و بعد شوق به عبادت و....اثر دعا اينست و هركسي هم مي‌تواند تجربه كند.آرامش چون باعث استراحت جسم و روح مي‌شود پس نشاط را به دنبال دارد.بله كارهايي هم هستند كه بدون آنكه بفهميم روي ما تاثر مي‌گذارد.كارهاي ديگه اي هم هستند كه يك بار انجام دادنشون باعث ميشه خيلي از خدا دور بشيم كه فكر نكنم شما آنها را انجام داده باشي.آن گناهانيه كه گناهان كبيره است.اينجا را يك نگاهي بنداز.http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%DA%AF%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86+%DA%A9%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87&SSOReturnPage=Check&Rand=0

من پيشنهادهايي دارم:در روايتي از امام صادق عليه‌السّلام خوندم كه كسي كه شب جمعه سه سورهنمل و شعرا و فرقان را بخواند از اولياي و دوستان خدا خواهد بود.واين بالاترين مرتبه براي ما بندگان است.اگه سه سوره‌را نتونستي يكي رابخون،ولي بدون كه اصلش اينه كه سه تا را بخوني.روايتي است كه از پيامبر صلي‌الله عليه و آله وسلّم پرسيدند چرا رويتان زرد است و مريض به نظر مي‌آييد.فرمودند زيراخود را براي عبادت خداوند خسته كرده‌ام.پيامبر ما با اين عظمت خودشان هم از عبادت زياد احساس خستگي مي‌كنند و اين خستگي را به قبول مي‌كنند ، وشب بيدار مي‌مانند ،چون ارزش عبادت را مي‌دانند.اين خستگي خاصيت جسم است،و آن بي‌حوصلگي به خاطر مريضي روح است كه ما داريم.ولي ديگه طوري نشه كه زده بشين.براي اينكه ارزش مقام دوستي با خداوند را بدانيد كافيه كمي فكرکنید.يا اينكه اين مطلب را بخوانيد كه البته درباره‌ي ماه رمضان است ،ولي در حديثي به اين مورد هم اشاره شدهاست

.http://eshghevadin.blogfa.com/post-14.aspxدرباره‌ي نماز هم بايد از خواص و بركات آن باخبر شويد تا شوق به نمازداشته باشيد.روايات مختلف را جستجو كنيد و بخوانيد تا بدانيد چه اثراتي دارد نماز .من در وبلاگ خودم هم خواص طبي نماز را گذاشته ‌ام تا اطمينان شما بيشتر بشه.

http://eshghevadin.blogfa.com/post-9.aspx

حديثي است درباره‌اي اين كه چگونه نماز بخوانيم .من در سايت تبيان ديدم.اين روايت معروف است لطف كنيد پيدا كنيد و بخونيد و رعايت كنيد.عنوان مطلب درسايت تبيان نماز زشت ،نماز زیبا است ،چون من صفحه را ذخيره كردمآدرس ندارم.

درباره‌ي قران هم بگم كه من ،يا شما ،يا ديگري نمي‌تواند ادعا كند يك صفحه از قرآن را به عربي خوانده و آرامش نيافته است.بلكه اگر مسلط باشيد و با صوت زيبا هم بخوانيد لذت هم مي‌بريد.اگر معني اش را هم متوجه بشيم(عربي بفهميم) ديگه از خواندنش سير نمي شويم.مفاتيح را فراموش نكنيد.نگاهي به فهرست آن بكنيد ،ببينيد چقدر مطالب داردكه نديديد.اعمال ماهها،تعقيبات نماز را و ... ديگر مطالب تا حدودي هم انجام بدهيد.مثلا اية‌الكرسي بخوانيد ،كه طبق روايت كسي كه بعد از هر نمازش بخواند ،فاصله‌ي بين او و بهشت مرگ است.بعد از مدتي مي‌بيند كه چقدر وقت كم داريد و چقدر مطلب زياد است.اين برنامه را عمل كنيد:هرروز بعد از نماز صبح دعاي عهد بخونيد .جمعه‌ها نزديك غروب دعاي سمات را بخوانيد.هر وقت كه يادتان بود دعاي سلامتي امام زمان عليه‌السّلام را بخوانيد.نشسته ،خوابيده ،ايستاده و در هر حالتي كه بودي.در اخر هم حداقل هفته‌اي دوبار زيارت آل ياسين را بخوان .بهتره ايستاده باشي.دعاي بعد آن راهم بخون (نشسته).خيلي اين دعا قشنگه وبعد از امام زمان عليه‌السّلام بخواه كه كمكت كنه.اگر مجموعه اين كارها را خواستي انجام بدي خبر بده،ديگه نتيجه‌اش را نميخواهد كه خبربدي.من ميگم.مشكلات كاملا حل ميشه .با حوصله ميشي.به خدا نزديك ميشي و به امام‌زمان عليه‌السّلام نزديك ميشوي و رضايت ايشان را جلب ميكني.با انگيزه ميشي و بهترين اوقات را تجربه مي‌كني.،شگفت زده مي‌شوي و خوشحال مي شوي .ديگه بقيه اش باخودته ،كار براي انجام دادن زياده ،ولي آدم براي انجام دادن كمه.خيلي موارد ديگه هم هست ولي براي يك پاسخ نميشه همه‌اش را نوشت.الان هم خيلي زياد نوشتم و از مدير وبلاگ عذر خواهي مي‌كنم.وبلاگم هم مي‌توني بياي ،ولي آنچه لازم بود را براي سوالت نوشتم.در آخر هم ميدوني كه سوال كردنت تازه اول كاره و بايد عمل كردن را شروع كني.موفق باشي.

موافقین:

مخالفین:


محمد:

خدا دور نمیشه ما شلیم وشول نمیتونم بهش برسیم .خدا دور نیست

 موافقین:

مخالفین:


یوسف:

سلام امیر جان
خدا رو شکر کن که این دقدقته نه مثل خیلیا بیخیال بگذری.. و این یعنی هنوزم جا واسه برگشت داری! الحمدالله
من روزگاری به درد تو مبتلا بودم تا اینکه تو تلوزیون یه حدیث دیدم از مولا علی که علاج دردم شد! همچین مظمونی داشت: چگونه ینده انتظار دارد در نماز توجه به خدا داشته باشد در حالی که در غیر از نماز به یاد خدا نیست؟
ببین امیر جان گاهی بعضی از کارا هست که چون بین مردم عادی شده به نظر ما هم عادی جلوه میکنه و انجام میدیم بدون اینکه بدونیم اشتباه و گناهه! به نظرت با ندونستنمون تاثیر مخربش در ما جلوه نمیکنه؟؟ برگرد به عقب و ریز به ریز لقمه، رفتار و ارتباطاتتو چک کن و به درستیه همش شک کنو بگرد تا شکت برطرف شه! (مشاور مذهبی، یه روحانی که دستش تو کاره پیدا کن) و وقتی دقیقتر فهمیدی چیا گناه هستو چیا نیست اونوقت بندگی کن بدون انتظار! یعنی انتظار حال معنوی نداشه باش! بلکه فقط بندگی کن! بگو خدایا امر و نهی کن تا بگم چشم،مردو مردونه هم پاش وایسا! سعی کن حضورتو در مجالسی که یاد خدا و اولیائش ذکر میشه بیشتر کنی مخصوصا روضه سید الشهدا که مرده زنده میکنه! فقط صبر داشته باش و انتظار 1شبه درست شدن همه چیزو نداشته باش! این تویی که باید دستتو دراز کنی تا بگیرن! پس خالصانه و عاجزانه دستتو دراز کن... یواش یواش دوباره حلاوت عبادت و بندگیو میچشی..
داداش راه رسیدن بخدا فقط همینه: انجام واجبات و ترک محرمات و این اتفاق نمیوفته مگر به اراده ی خودمون و توفیق خدا..! مهدوی باش مهدوی بمون و مهدوی هم پرواز کن..
منم دعا کن که محتاج دعای بنده ای ام که خالصانه قصد برگشت داره...

موافقین:

مخالفین:


آقا امیر،حتما ما رو از راه حلی که انتخاب کردی و نتیجه ش مطلع کن