سوال از:سارا ۲۰ ساله 

پدرم بیماری روحی داره.۱۰ سال هم هست که بخاطر بیماری جسمی خونه نشین شده.هیچ خاطره خوبی ازش ندارم.از وقتی یادم میاد تمام بار زندگی رو دوش مادرم بوده.یه برادر ۱۷ ساله دارم که خیلی حساسه.حتی شده رو من دست بلند کرده.ما همیشه تو خونه جای عشق و علاقه دعوا و کتک کاری دیدیم.خشن بار اومدم.و حالا من حس دوگانه نسبت به جنس مذکر دارم.از طرفی از همشون بدم میاد و نگاهشون آزارم میده.و از طرفی به شدت نیاز به جنس مخالف رو تو خودم حس می کنم.لطفا بگید باید چیکار کنم؟


پاسخ های شما به این پرسش:


سجاد و الهه جون:

سارا خانم شما دارین میگین تو خانوادتون کمبود عشق و .... هست.
خدا هر کس را طوری امتحان میکنه اینم یه نوعش.در ضمن همه جنس مخالفا مثه داداشت نیستند بعضیا هستن که واسه عشقشون خاک زیر پا میشن .اصلا نمیتونن فکر ناراحت شدن عشقشون بشن چه برسه کتک به عشقشون بزنن ..این حرفا رو زدم فردا پا نشی بری تو خیابون دنبال عشقو عشق بازی نه عجله نکید بزارید زمان بگذرد


لعبت:

shoma ke awale rahi kheyli zude az inharfa bezani
mohkam bash
o omidwar
motmaenan be waghtes h az yeki am khoshet miyado didet awazmishe


مژده:

این خوب نیست که ما نسبت به همه بدبین باشیم باید سعی کنیم که طرفمون رو با دید خودمون فقط محک نزنیم و سعی کنیم بهتر و بیشتر بشناسیمش تا شک و تردید از ما دور بشه چون هیچ انسانی نمیتونی تنها زندگی کنه و این نیازایی که مطرح میشه مانع از تنها موندن ما میشه


ایرانی:

باید دیدت را فراتر از محیط خانه ات بکنی و از طرفی نباید بگذاری این نقطه ضعفت تو رو مجبور بکنه که هر پسری را به خاطر احساس نیاز انتخاب بکنی
مطمئن باش بابات هم برای خودش روزی برو بیایی داشته اما حالا روزی رسیده که زمینگیر شده یادت باشه روزی تمام این افراد میرند و تو میمونی و زندگیت سعی کن در کنار احترام گذاشتن به احساست‌‌ ؛ دیگران رو هم درک کنی


همراز ( وبلاگ همراز : مشاوره اینترنتی):

اینکه پدرت چندین سال به خاطر بیماری، نتوانسته نقش پدری را برایت ایفا کنه ، و برادرت هم بعنوان دومین مرد کنارت، نتونسته آرامش بخش و همراهت باشه ، باعث شده احساسات منفی ای در تو شکل بگیره ، ناراحتی که چرا پدرت مثل سایر پدرها نبوده یا چرا برادرت تکیه گاه خواهرش نشده، و میفهمم همراهی این احساس ناراحتی و گاها عصبانیت در این سال ها اذیتت کرده، سارای عزیز الان که تو احساس دوگانه ای نسبت به مردها داری به این دلیله که از یک طرف بودن در کنار مردها برات همراه شده با احساسات منفی و در واقع همراهی زیاد این دو منجربه تعمیم این احساسات منفی به سایر مردها شده، اما از طرف دیگه به مردی در زندگیت نیاز داری که بتونی بهش تکیه کنی چرا که همیشه چنین مردی رو در زندگیت کم داشتی

عزیزم اگرچه بهتر است به مشاور مراجعه کنی ولی من نیز پیشنهاد میکنم احساست نسبت به پدر و برادرت را بار دیگر کامل تر تجربه کنی ، از احساساتت نسبت به هر دوی آن ها بنویس
با آن ها در قالب نوشته حرف بزن ، از ناراحتی هایت، از انتظاراتت ، از خشمت نسبت به برخی کارهایشان و بعد از این مرحله برو سراغ اینکه گفتگویی خیالی بین خودت و آن ها ترتیب دهی، یعنی هم خودت بنویس هم به جای آن ها جواب بده (از هر آنچه در دلت هست)
این تمرین باعث میشود احساست به آن ها تخلیه گردد و بتوانی احساس آن ها را نیز بیشتر درک کنی تا هیجاناتت تغییر کند
اگر امکان مشاوره حضوری نداشتی می توانی برای من در این موارد ایمیل بزنی یا در وبلاگم پیام بگذاری
موفق باشی


محبوب:

سارا جان مسائل شما در طی یک روز بوجود نیامده که با چندین جواب از این واون بتونه بر طرف بشه شما حتما احتیاج دارید با یک روانکاو صحبت کنید تا بتونه در جلسات مختلف باشما تبادل افکار کنه و ذهن شما را از انزجار نسبت به جنس مخالف پاک کنه وسعی کنید روح مهربان زنانه را در خودتون بیدار کنید ومی شود با مهر زنانه
خشونت خانه را حداقل کمتر کرد ما نباید تحت تاثیر منفی ها خود نیز منفی شویم
اول روی خودتان کار کنید وکمک بگیرید ومطالعه کنید کتاب های مثبت بخوانید
وبرایتان دعا می کنم مرد مهربانی با شما اشنا شود که به شما یاد اوری کند همه مثل هم نیستند اما باید اول روی خودتان کار کنید موفق باشید


ساسان:

مهم نیست که انسان در چه محیطی پرورش می باید مهم این است که حتی گل نیلوفر نیز در مرداب پرورش می یابد . این خود ما انسان ها هستیم که حاکم بر سرنوشت خود هستیم و نه محیط اطرافمان و دیگران . زندگی نامه ی بزرگان جهان را بخوانید تا بفهمید که از دل سختی ها چه آسانی ها و موهبت هایی می تواند شکوفا شود و شما را به اوج برساند .
در مورد ارتباط با جنس مخالف هم احتیاط به خرج بدهید و هر کار می کنید به یاد داشته باشید که کینه و نفرت مانند زهر عمل می کند و کسی که برای رهایی از ترس به کینه و نفرت روی می آورد مانند کسی است که از ترس مرگ یا زهر خودکشی می کند !
عشق همیشه به روش خودش عمل می کند اما همیشه درست عمل می کند .


محدثه:

سلام...سارا جان...
خیلی ها هستن که شرایطی صد برابر بدتر از شرایط شما رو دارن
پس همین الان بگو خدایا صد هزار مرتبه شکرت
گلم...شما دخترا رو دست کم گرفتیاااااا
این دختره که باید تو خونه مهر و صفا و شور شوق به پا کنه
هیچ وقت ناامید نشو
مشکل تو فقط اینه که خونتون سوت و کور شده از صفا
پس هر روز گل طبیعی بخر و ببر خونه
و خیلی کارای دیگه
دوما: پسرا هیولا نیستناااااا...
برقرار باشی و سبز


مجتبی موسویان:

واقعا دردناکه.
ولی این حست درست نی من یه پسرم و از این اخلاقا ندارم فکر نکن همه پسرا اینجورین اگه کمکی از دستم برمیاد بهم بگو.
به خــــــــــــــــــــــــدا توکل کن درس میشه


ترانه:

من با خانم همراز موافقم.عزیزم شرایطی که تو توش بزرگ شدی باعث شده این حس رو نسبت به مردها و پسرها داشته باشی.اما باور کن همه ی مردها و پسرها اینجوری نیستن.با کمک مشاور و روانکاو میتونی این حست رو عوض کنی.اما خیلی مواظب باش که حس نیازت به جنس مخالف باعث نشه نسنجیده به سمت کسی کشیده بشی که از اونم لطمه ببینی.درسته که پسر خوب هم زیاده اما حواست رو جمع کن که فریب نخوری.چون شرایطت جوریه که می تونی راحت دلبسته بشی و بعد خدای نکرده لطمه ی غیرقابل جبرانی ببینی.پس بازم میگم حواست رو خیلی جمع کن و به هر پسری اعتماد نکن خواهر گلم.


رضوانه:

این دلیل نمیشه که تو از همه مردها بدت بیاد یا حس بدی نسبت به اونا داشته باشی
یکم دیدتو عوض کن و یه جور دیگه به این موضوع فکر کن
به نظر من اگه بری پیش مشاور و حرفتو اونجا بزنی خیلی خوبه
حداقل خودتو خالی میکنی و ممکنه بعد از یه مدت دیگه همچین حسی نداشته باشی


یه دوست:

خوب و بد همه جا هست.یه پسر هم میتونه فرشته باشه هم هیولا.بگرد و اون فرشتش رو پیدا کن.از خدا بخوا کمکت کنه و کارارو بسپار دست خودش.مطمئن باش کمکت میکنه.


شاهین شرق:

تلاشت رو برای تغییر زندگی خودت و خانواده ات هرگز متوقف نکن.تو مسئول زندگی خودت هستی ولی بدون اگه خودت رو تغییر بدی دیگران رو هم می تونی تغییر بدی.واگه نتونستی... باس تحملشون کنی.....اونها علیرغم رفتارشون واقعا دوست دارن.
بدبینی رو بزار کنار.......با تجربه و عبرت گرفتن از خانوادت مرد خوبی رو انتخاب کن(برای ازداوج نه دوستی)....کسی که مرد روزای سخت باشه....اون وقت از انتخابت و زندگیت لذت میبری!
تو تجربه ای داری که هیچکدوم از همسن هات نداره!
اگه نمی تونی چیزی رو تغییر بدی......تلاش کن از بدترین چیزها بهترین استفاده رو کنی.
دنیا هنوز از مردها و زنان پاک و دریادل خالی نشده!
و قدرت تلاش واختیار هم از بنی آدم گرفته نشده!


پونه:

درسته پسر خوب کمه ولی بلاخره پیدا میشه وقتی یکی بده دلیل نداره همه رو با اون مقایسه کنی.......و در مورد برادرت 1 دفه مثل خودش باهاش برخورد کنی وقتی دست بلند کرد توام این کارو بکنی دیگه حرکت زشتشو تکرار نمیکنه اینو از یه تجربه دارم میگممم


علي اسدي :http://azfendak.blogfa.com

مشكل شما در روانشناسي،‌ تغيير در نظام باورهايت مي باشد و اين امر باعث بروز چنين دوگانگي هاي فكري و در آينده عملي مي باشد.
باور تو براساس اعمال و رفتار برادر و پدر تو است،‌ اين رفتار ها از يك طرف به نفع توست و از سوي ديگر، ضرر است.
نفع تو بر اين است كه در آينده چشم و گوشت را بيشتر براي انتخاب همسر و يا... باز مي كني( چون به عين در خانواده نمونه هايي از ناهنجاري هاي مردان را داشته اي)
و ضررش بر اين است كه، همواره دچار ترديد بر شناخت، و اعتماد بر جنس مخالف هستي براي آزادي از بند ترديد ها و باور هاي غلطت، بايد درست ياد بگيري باور من آينده من را مي سازد، و اگر وقت داشتي به يك مشاور تكنولو‍ژي فكر مراجعه كن
در صورت عدم توانايي حمتا يكسري به من بزن تا بر نتيجه بهتر در آينده اي نزديك بيشتر تلاش كنيم.


محمد مهدی امیری:

سارای عزیز،همیشه درامورات مختلف بین سیاه وسفید خاکستری راهم درنظر بگیروناراحتی از یک مرد دلیل خوبی برای تنفر از همه نیست.نقشهای مختلف راخوب بازی کن.بنظرم نیاز به مشاوره داری که آسیب روحی نبینی حتما اقدام کن


چوب کبریت:

به نظر من شما کاملا حق دارید نسبت به جنس مخالفتون احساس بدی داشته باشید! اما همون طور که خانوادتون روی شما تاثیر گذاشتن شما هم سعی کنین روشون تاثیر مثبت بذارید ! اون وقت رفتار اون ها هم باشما عوض می شه و کم کم احساس بهتری به مرد ها پیدا می کنید !
پی نوشت: راستی مطمئن باشید اگر مردا واقعا اونقدر که شما فکر می کنین بد بودن خیلی ها زود تر از این حرف ها می فهمند اونا در واقع به همون اندازه ای بد هستند که به نظر میان...زنان مرموزانه بد هستند...فقط یکم ظرافت تو شناختشون و درک می توانه احساستون را عوض کنه! خوب نیست اینقدر تحت تاثیر شرایط باشید شما باید شرایطتون را عوض کنید ...شما جزئی از خانوادتون هستید


مردی از جنس باران:

در جامعه شناسی و ارتباطات انسانی معقوله ای وجود داره با عنوان "معنی" ... یعنی شما در طول زندگی مسائلی رو تجربه کردی و فرایند این تجربه درک و نگاهی که امروز به زندگی و اجزای تشکیل دهنده اون داری

(10سال خونه نشینی پدر و خاطره بد ، سرپرستی مادر و رنج هایش ، همیشه تو خونه جای عشق و علاقه دعوا و کتک کاری دیدیم)
و در آخر اینکه شما نتیجه گرفتی که خشن بار آمدی یعنی زندگی شما تحت تأثیر خاطره های شما قرار گرفته و امروز معنی زندگی را این چنین که می بینی درک کردی و در واقع شما دچار سرگشتگی معنا در زندگی شدی
دوست عزیز شما باید زیر نظر یک متخصص گفتار درمانی روی داشته ها و تجربیات و خاطراتت در طول زندگی بازنگری داشته باشی و بعد از آسیب شناسی نسبت به رفع اون اقدام کنی
اگر کمی پیگیر باشی مشکلت رفع می شه


شیرین و فرشاد:http://shirinfarshad.blogfa.com

می خوام بگم که مشکلاتت منو یاد خودم و مشکلاتم انداخت ..حالا تا چه حد زندگیمون شبیه همه نمی دونم اما می خوام بگم آدما خوبو بد دارن چون از کسی سختی و یا بدی دیدی دلیل خوبی نیس که فکر کنی همه بدن...این روزا آدما بیشترشون یاد گرفتن خوب نقش بازی کنن.آره به راحتی به کسی اعتماد نکن با اینکه اینکار خیلی سخته!!!دلم می خواست یه بسر خیلی خوبو بهت معرفی کنم تا از این شرایط در بیارتت...نمی تونم راهنماییت کنم چ.ن خودم با این موضوع مشکل دارم..منم با خانوادم مشکل دارم و گاهی تو زندگی تو سر در گمی هستم.گاهی تصمیم دورست رو نمی تونم بگیرم..بیشتر وقتا خیلی اشتباه می کنم اما بیشتر وقتا منطقی هستم با اینکه همه میگن بیشتر از سنم می دونم اما گاهی نمی تونم جلوی خودمو بگیرم...و خیلی چیزای دیگه..!!!


احمد فلاح:

ساراخانم حتما باید حضورا به روانشناس مراجعه کنید این شرایط قابل تغییر است


سحر:

ببین عزیزم تو خودت مشکلت رو ریشه یابی کردی یعنی خیلی جلو هستی
فقط می مونه که اینقدر ایمانت رو تقویت کنی که به خطا نری باید محکم باشی نیاز به جنس مخالف توی همه هست باید کنترلش کنی که اشتباه نکنی چون در این صورت چنان لطمه ای می خوری که دیگه نمی شه جمع اش کرد پس سعی کن دلمشغولی هایی برای خودتت پیدا کنی که کمتر فکرت پرت این افکار مزاحم بشه تقویت ایمان بهترین راه حله سعی کن به ه مه چیز خوب ومنطقی و عاقلانه بهدور از احساسات و با آینده نگری فکر کنی به نظر میاد از دید روانشناسانه خوبی هم برخوردار باشی پس دیگه مشکلی نسیت تو از پس خودتت برمیای


محمد:

زود با یه پسری که سرش به تنش بی ارزه ازدواج کن بهترینه برادرت تو بد سنی هست مخصوصا بابا که مریضه دیگه کسی نیست جلوشو بگیره در ضمن انقدر زود عجله نکن که کارا رو خراب کنی برات ارزومندمیکنم پدرتون خوب شن و همیشه شاد باشی