عاشق شدم اما می ترسم بهش بگم
سوال از:حامد ۱۶ ساله
تو این سن عاشق شدم . اما نمیتونم به کسی چیزی بگم . خیلی دوستش دارم اما میترسم بهش بگم . آخه از طرفی ما سنمون واسه ازدواج خیلی پایینه و از طرفی میترسم با نگفتن این موضوع بهش هیچوقت نتونم بهش برسم . لطفا کمکم کنید دوستان
سلام . اول تشکر میکنم از دوستانی که به سوالم جواب دادند و من رو راهنمایی کردند . واقعا خیلی وبلاگ خوبی دارید از این به بعد میخوام بیشتر مزاحمتون بشم و مشکلاتم رو باهاتون درمیون بزارم.اول باید سوالم رو تکمیل کنم و بگم اون دختری که عاشقشم ، دخترداییمه و کاملا میشناسمش . ما با هم بزرگ شدیم و تنها همبازی های دوران کودکی بودیم . من یه جورایی مطمئنم و شک ندارم که حسم نسبت بهش تغییر نمیکنه . من دخترای زیادی دیدم که خیلی خوشگل بودند و شاید از دخترداییم بهتر ، اما من کاری به خوشگل یا زشت بودن ندارم . شایدم دخترداییم خیلی خوشگل و زیبا نباشه اما اون چیزایی رو که من میخوام داره و خیلی دختر خوبیه و مطمئنم حسم نسبت بهش تغییر نمیکنه . دوستان حالا که فهمیدید اون دخترداییم هست و من مطمئنم و شکی ندارم نظرم تغییر نمیکنه ، نظر شما چیه ؟ ( لطفا کمکم کنید ، واقعا وب عالی دارید اگه بهم کمک کنید و سوال هام رو تأیید کنید میخوام از حالا فقط از شما کمک بگیرم ، پس لطفا اگه میشه کمکم کنید . مرسی )
پاسخ روانشناس و مشاور به این سوال:
همراز ( وبلاگ همراز : مشاوره اینترنتی):
ننوشته بودی تا چه اندازه طرف مقابلت را میشناسی که به او علاقه مند شده ای؟ اگر پاسخ سوالات مشابه را مطالعه کنید متوجه می شوی که این نوع علاقه ها در این سن طبیعی است ولی گذرا ، طبیعی است چون هویت جنسی در حال تثبیت است ، گذرا است چون عواطف در حال بلوغ و تغییر هستند و بلوغ روانی و عاطفی هنوز کامل نشده است.
همراه گرامی اگر بخواهی به این علاقه توجه کنی از آنجایی که سن ات برای ازدواج مناسب نیست چند پیامد منفی میتواند داشته باشد :
درگیری عاطفی و ضربه های روحی
عقب افتادن از اهداف دیگر از جمله تحصیل
انتخاب اشتباه
و..
اگر از این سن به او این موضوع را مطرح کنی هر دو باید چندین سال صبر کنید و این با توجه به سنتان اصلا صلاح نیست چرا که ممکن است در آینده ملاک های شما تغییر کند و هیچ آینده ای را نمی توان برای آن تصور کرد برای همین مشغول کردن ذهنت برای آینده ای مبهم می تواند پیامدهای منفی ای که برایت گفتم داشته باشد.
بهتر است برای مدیریت هیجاناتت ، به قضیه منطقی تر نگاه کنی و به این جذابیت های ظاهری زیاد اعتبار ندهی
موفق باشی
رضا:
بهتره تو این سن به اون هم چیزی نگید تا بیشتر درگیر یک رابطه عاطفی نشه
خودتون هم گفتید سنتون برای ازدواج مناسب نیست به تبع شاید در آینده ملاکها تون تغییر کنه پس اگر این رابطه محدود تر بشه بهتره
محبوب:
پسرم هیچ تصمیمی در این سن نگیر صبور باش هر علاقهای حتما منجر به ازدواج نباید بشود تو فرصت های بسیاری داری صبور باش هیچ اتفاقیی برای او هم در این سن نمی افتد
پاسخ های سایر همکاران به این سوال:
مردی از جنس باران:
حامد عزیز این عشق نیست بلکه تنها یک هیجان طبیعی که تو سن تو رخ میده متأسفانه رسانه ها ، دنیای مجازی و ... با تولیدات منفعت طلبانه داخلی و خارجی باعث شده اند گروه های سنی ما دچار بلوغ زودرس شوند
حامد جان همه عشق فقط دوست داشتن نیست بلکه فاکتورها و الزامات دیگه ایی هم وجود داره که عشق در انسان شکل بگیره ...
به دو سئوال من جواب بده و بعد خودت سئوال و جواب ها رو مرور کن
- اگر منطق و احساس 100 باشه ... چند درصد احساسی و چند درصد منطقی هستی ؟
- اگر قرار باشه بین خانواده و طرف مقابلت یکی رو انتخاب کنی کدام رو انتخاب می کنی ؟
نکته : به این توجه داشته باش که هم خانواده هم کسی که بهش علاقه داری در حوزه احساس تو قرار دارند و تو باید منطقاَ یک انتخاب احساسی داشته باشی.
موافقین:
مخالفین:
کبوتر:
ببین خودتم میدونی که سنت خیلی کمه. تو الان تو دوره سنی ای هستی که احساسات و غرایز بیشتر از تفکر بر وجودت حاکمه. دوست ندارم احساسات قشنگتو نادیده بگیرم اما تجربه ی جمعی ثابت کرده که اینجور حس و حالهای شدید دوره ی نوجوونی به خصوص برای پسرها خیلی زود فروکش میکنه و کار به جایی میرسه که یه روزی خودتم به این حالات امروزت میخندی. به نظرم حالا که مطمئنا نمیتونی برای زندگی آیندت مطمئن باشی عمل جوانمردانه اینه که یه دختر و با فکر خودت درگیر نکنی و بذاری زمان شرافتمندانه وظیفه ی خودشو انجام بده
موافقین:
مخالفین:
یه دوست:
زياد خودت رو درگير احساساتت نكن
عاشقي تو اين سن طبيعيه.ولي جدي گرفتنش يه اشتباه غير قابل جبرانه
موافقین:
مخالفین:
شاهین شرق:
آفرین به تو!خودتم میدونی که شرایط اداره ی یه زندگی رو نداری.یعنی سنت کمه وگرنه تو پسر شایسته ای هستی.
آره... عقلت داره بهت راست میگه.نترس این یه عشق نیست!یه حس زودگذره. چند ساله دیگه به این روزا می خندی!وخدا رو شکر می کنی که اقدامی نکردی.
فعلا رهاش کن بزار چند سال بگذره اگه همین حس رو اون وقت داشتی برو خواستگاری.
حست رو درک می کنم چون خودم با تموم وجودم لمسش کردم و اینی که میگم تجربه ی خودمه!!
موافقین:
مخالفین:
ش:
مطمئن باشید اگر به قصد ازدواج می خواهید با وی ارتباط برقرار کنید هیچ گاه به هدف خود نخواهید رسید و یا اگر هم برسید احتمال آن نزدیک به صفر است( چون دور و زمانه ازدواج در چنین سنینی خیلی وقته که گذشته)، و چنین رابطه ای تنها وقت و انرژی هر دوی شما را تلف می کند و سبب می شود به کارهای مهم تر زندگی خود نرسید، علاوه بر آن صدمات روحی غیر قابل جبرانی به آن دختر وارد خواهد شد. پس بهتر است در این سن اصلا به فکر ازدواج نباشید چون تقریبا نشدنی است.
بهتر است فعلا هدف شما از برقراری چنین رابطه ای تنها یک رفاقت ساده باشد و اصلا مساله ازدواج را با وی مطرح نکنید و این مساله را نیز از سر خود بیرون کنید. اگر بعد از چند سال آشنایی یعنی وقتی به اندازه کافی عاقل و بالغ شدید به این نتیجه رسیدید که برای هم مناسبید آن وقت بحث ازدواج را مطرح کنید.
موافقین:
مخالفین:
- ترانه:با قسمت دوم پیشنهاد شما مخالفم.به همون دلیلی که برای پاسخ مهدی عرض کردم
- یوسف:منم با قسمت دوم نظر "ش" کاملا مخالفم و دلیلش هم هزاران آثار منفی رفاقت بین دختر و پسر قبل از ازدواجه! اگر این کار به صلاح زندگی بود مطمئن باشیم خدا و دینش با اون مخالفت نمیکردند! نباید به بهانه ی آشنایی قبل از ازدواج این رفاقتارو توجیح کرد.
نرگس باحال:
سلام حامد جون حالتو درک می کنم چون منهم مشکلی مثل تو داشتم
من نمی خوام ناراحتت کنم فقط به عنوان یک دوست نظرم می خوام بگم تا شاید اتفاقی که برای من افتاد برای تو نیفته
اول ازهمه انشا’ الله به کسی می خوای برسی
به نظر من سن تو هنوز برای ازدواج خیلی کمه حداقل تا 22 سالگی سن مطلوب برای ازدواج اگر الان به نظر من به کسی که می خوای بگی 2 حالت داره
1یکیش اینه که می گه پات می ایستم
2یا خدای نکرده جواب نه می ده
اگه تو رو بخواد که واقعا پات می ایسته اما اگر تو الان بهش بگی تا چند سال می تونی این واقعیت رو از خانواده ات مخفی کنی اون موقع هم که اگر خانواده ت هم مخالف باشن یک مشکله دیگه ای است اگر با خونواده ات هم بجنگی یا را ترد کنی چون خودت خوب می دونی زندگی در این دوره به دون پشتوانه خوانواده خیلی سخته زندگی به نظرم اول به اینده ای کارت هم فکر کن بعد تصمیم بگیر عجولانه تصمیم نگیر چون الان عشقه که داره به تو غلبه می کنه اما چند سال دیگه فشاره زندگی شاید چند سال دیگه یا شاید چند ماه دیگه به این نتیجه رسیدی که اون در حد تو نیست
میدونم که الان با خودت میگی نه این طور نیست من اونو می خوام اون تنها همسفر زندگی من و تنها انتخابه منه اصلا نظرم تغیر نمی کنه اما باور کن همینطوری خواهد بود
من مثل تو بودم فردی به من ابراز علاقه کرد اون18 سالش بود و من 17 در عرض یک هفته هم عاشقش شدم هم از دستش دادم
چرا چون بدون فکر عمل کردم به اینده کارم نسنجیدم در عرض یک هفته انچنان عاشقش شده بودم که می گفتم اگر خانواده ام هم مخالفت کنن من پاش می ایستم اما در جا به خانوده ام که گفتم اونها مخالفت کردند و منهم در جا کنار کشیدم با چی با یک دونه مخالف نه گفتن چون فکر کردم فهمیدم برام هنوز خیلی زوده
من از بیان این داستان فکر نکن می خواستم باهام همدردی کنی نه می خوام درست فکر کنی چون تو هنوز در سنی هستی که هر ان واحد امکان داره نظرت تغیر کنه قول میدم الان بهش بگی شاید یک دختر دیگری را ببینی و عاشق او بشی اونوقت توی اینیکی ممیمونی اون موقع نه راه پس داری نه پیش به نظر من که الان زوده برات بخوای بگی
دوما به نظر من بهترین کار اینه که الان به مادرت یا پدرت بگی بهشون بگو من از این دختره خوشم اومده اما می دونم که برام زوده اما هر چی شما بگید
این یک راه بود راه دیگر هم اینه
میگن هر چی می خوای از امام رضا (ع) بخواه برو دورکعت نماز بخون الانهم در این ماه مبارک ائمه اطهار قسم بده ازشون بخواه که اگه اون برای تو مناسبه بهش برسی
فکر نکن شوخی می کنم با ور واقعا نتیجه می گیری امتحانش مجانی
دیگه خودت صلاح می دونی
ارزوی موفقیت برات دارم
انشا’ الله به اونی که می خوای برسی اما عاقلانه تصمیم بگیر یادت نره عاقلانه
از روی احساسات تصمیم نگیر 
موافقین:
مخالفین:
عرفان:
عجله نكن دوست من
وقتي بزرگ تر شدي ميفهمي عشق نوجواني عشقي زوردرس و زودگذر است .
صبر كن
موافقین:
مخالفین:
ترانه:
آقا حامد عقلت داره راه درست رو بهت نشون میده.ببین تو هنوز ۱۶ سالته.بشین حساب کن که تا ازدواج چندسال وقت داری؟دوسال دیگه مدرسه ت تموم میشه و احتمالا ۴ سال باید صبر کنی تا دانشگاهت تموم شه و ۲ سال هم برای سربازی کنار بذار.شد ۸ سال.خوب بدون کار که بهت زن نمیدن.بعد از اونم باید دنبال کار بری.ببین اگه بخوای شرایط ازدواج رو پیدا کنی و بعد ازدواج کنی حداقل تا ۲۴-۲۵ سالگی باید صبر کنی.و این یعنی اینکه اگه الان باهاش دوست شی رابطه تون باید ۸ تا ۱۰ سال ادامه پیدا کنه.فکر می کنی راحته؟خیلی سخته.و گاهی غیر ممکنه.هم برای تو و هم اون.بعد از چند سال هم ممکنه تو معیارهات عوض بشه.وفکر کنی اون دختر مناسب تو نیست.اونم تو شرایطی همه ی زندگی اون دختر رو درگیر کردی.ببین بیا باهم روراست باشیم اکثر اونهایی که تو سن تو عاشق شدن بعدها متوجه شدن که این حس یه حس زودگذر نوجوانی بود.گفتی ممکنه از دستش بدی.ببین همه ی اونهایی که عاشق میشن فکر می کنن طرف مقابلشون بهترین آدمیه که وجود داره ولی مطمئن باش اینطور نیست.عیبی نداره که از دستش بدی.مطمئن باش بازهم مث اون یا بهتر از اون میتونی پیدا کنی.پس سعی کن احساساتت رو کنترل کنی و الان به فکر هدفهای مهمترت یعنی تحصیل و پیدا کردن شغل مناسب باشی و بعد ازدواج کنی.بهت قول میدم که چیزی از دست نمیدی.بذار همه ی تمرکز و انرژیت صرف این مسائل بشه که در حال حاضر برات مهمترین چیزه.
موافقین:
مخالفین:
مهدی:
ببین داداشی2راه داری
یا بیخیالش شو که میگی نمیتونی و یا بهش بگی....
اگه بیخیالش بشی خودت اذیت میشی و عذاب میکشی و غصه میخوری....
اگر هم بهش جیزی نگی و اون ندونه که دوسش داری خب بهت توجهی نمیکنه و با کسه دیگه رابطه یا ازدواج میکنه....
حداقل بهش یه نشونی از دوس داشتنتو بده...تا بهت فکر کنه و اگر خواست با هم رابطه داشته باشید و گرنه از دستش میدی....
همیشه از چیزی که میترسی برو سراغش....
یا + میده یا- دیگه....
بهتره که همش غصه ی نداشتنشو بخوری
موافقین:
مخالفین:
- ترانه:اگه ایشون جای ۱۶ سال ۲۶ سالش بود.درست بود که چنین پیشنهادی بهش بکنیم.الان بره بهش بگه که چیکار کنه؟چند سال هم خودش معطل میشه هم اون دختر.آخرشم هم معلوم نیست به هم بخورند یا نه.با این کار حامد همه ی انرژی رو که باید صرف درس خوندن کنه صرف عشق و عاشقی می کنه و از درسش عقب می مونه/
- نرگس باحال: یعنی چی یا بی خیالش شو یا برو بهش بگو اون الان بهش بگه خوب معلومه که فقط از روی یک هوس این کار رو کرده که ما خیلی از این جونا اومدیم اسمش رو گذاشتیم عشق فردا روز که پشیمون شد یا یکی رو دیگه چشش گرفت اونوقت چه کار می خواد بکنه نه به نظر من بهتره اول با خانواده اش در میان بگزاره بهتره اونم در حد سن ازدواج نیست
هنوز یعنی به قول معروف دهنش بوی شیر میده و هنوز بچه است برای این حرفا کجا گفتن سن شانزده سال سن ازدواجه - یوسف:به شدت مخالفم و به نظرم این همون جوابیه که باید حذف میشد و حتی به نظر سنجی گذاشته نمیشد!(نظر شخصیمه)
مژده:
بنظر من خیلی سنش کمه و ممکنه با بزرگ شدنش دیدشم وسعت پیدا کنه و دیگه این عشقی که میگه نداشته باشه همیشه همه ماها فکر میکنیم چیزی رو نمیشه فراموش کرد ولی با گذشت ثانیه ها و دقیقه ها زمان بما عکس این مطلب رو نشون میده
این داداش حامد ما هم بهتره الان بفکر درس خوندن و این حرفا باشه اگه قسمت باشه مطمئنن مال هم میشن .
موافقین:
مخالفین:
یوسف:
خیلی زوده! خیییییییییلی زود.....
اگر بگم این عشق نیست و یه حس طبیعی و زودگذره ممکنه پیش خودت بگی "نمیفهمی چی میگم" اما من واقعا درکت میکنم.! آره تو یه تجربه ی جدید از احساس رو داری میگذرونی که اسمشو میگن عشق اما واقعا هواست هست چند سالته؟چقدر پخته ای؟چقدر زندگیت مرزبندیاش شکل گرفته؟اصلا تو این سن چقدر باید به دلت آزادی بدی؟ حامد جان خیلی زوده داداش!
به خودت فرصت بده! بذار یه چند سالی بگذره! میدونم سخته اما سرتو شلوغ کن! بزن به کار، ورزش،درس فقط بذار زمانت بگذره تا پخته تر شی.. تو این مدت هم رابطتو با خدا اصلاح کنو خوشگل تر بندگی کن! بهت قول میدم پشیمون نمیشی!
فرض کن بهش گفتی و در بهترین حالت اونم قبول کرد ،همونطور که گفتی بخاطر سن کمتون هیچ تضمینی وجود نداره که بعد از گذشت چند سال معیاراتون بازم به هم بخوره و اونروز جفتتون احساس پاکتونو یه بار قبل از ازدواج، خرج کردین و شکست پشتشه!
برای اینکه به جوابی صحیحتر برسی یه نگاهی به سوالات این وبلاگ بنداز! سوالایی که مثل خودت زود عاشق شدن و اول راه هستند یا اوناییکه از عشق زود،رسشون زندگیشونو داغون کردن..
با خدا و حجتش امام زمان مانوس تر شو.. وسیع میشی...
موافقین:
مخالفین:
رضوانه:
میخوام رک بهت بگم
توی این سن اگه همچین احساسی داری بهش اعتماد نکن. توی این سن اینجور احساسات قابل اعتماد نیستن و اگه بخوای بهش توجه کنی و برای این حست وقت بزاری ضرر میکنی
موافقین:
مخالفین:
شادی:
من فقط 4 سال ازت بیشتر عمر کردم اما اگه ازمن بپذیری میگم به علاقه ای که تو دلت اومده اعتماد نکن بیوفاست میره علاقه هه رو میگما قات نزن طرفو نگفتم!!
میره بعد تورو میذاره با عمر رفته و شخصیتی خورد که ازت باقی می مونه اگه بگی. فک می کنی اگه بگی بهت میدنش؟! تازه اگرم بدن با این سن و سال از عهده ی مسولیتایی که رو دوشت میاد برمیای؟! اگه قلدری کنی و بگی برمیای بعد وسطش جا بزنی طاقت دیدی دیدی گفتنای اطرافیانت رو داری؟! حالا اونا به کنار با خودش چیکار می کنی؟؟!! اگه دوست داشتی به وبم سر بزن نظرتو بگو منم یه جورایی زخم خوردم!!
موافقین:
مخالفین:
فاطمه:
به تماشا سوگند و به آغاز کلام
شما خودتون هم متوجه اشتباهتون شدید که از ابراز اون ترس دارید.
متاسفانه یا خوشبختانه باید به شما بگم که ترستون به جاست. این سن واسه عاشقی واسه دوست داشتن خیلی زوده، میگم خیلی زود چون روانشناسا سن 24 سالگی رو برای انتخاب در نظر گرفتن. تو این سن بیشتر خواسته هاتون، دوست داشتنی هاتون ثابت می مونه یا حداقل دستخوش تغییرات کمتری میشه. اگه ابراز علاقه کردید و 1سال بعد یا 1 ماه بعد نظرتون تغییر کرد چی؟ می تونید مسئولیتشو بپذیرید؟ اون وقت شما می مونید و یه قلب شکسته، شما می مونید واحساس سرخوردگی، شما می مونید و ...
آسمان مال تو
موافقین:
مخالفین:
لعبت:
tu in seni ke hasti w in ehsasi ke dari gozarast
waghii nist
in tabiiiye bekhatere taghire sharayete jesmio mohitii ke peyda mikonin
age behesh tawajo nakoni az in jur eshgha tu zendegit ziyad miyan
say kon khodeto dargir nakoni
موافقین:
مخالفین:
ادامه پرسش حامد:
سلام . اول تشکر میکنم از دوستانی که به سوالم جواب دادند و من رو راهنمایی کردند . واقعا خیلی وبلاگ خوبی دارید از این به بعد میخوام بیشتر مزاحمتون بشم و مشکلاتم رو باهاتون درمیون بزارم.اول باید سوالم رو تکمیل کنم و بگم اون دختری که عاشقشم ، دخترداییمه و کاملا میشناسمش . ما با هم بزرگ شدیم و تنها همبازی های دوران کودکی بودیم . من یه جورایی مطمئنم و شک ندارم که حسم نسبت بهش تغییر نمیکنه . من دخترای زیادی دیدم که خیلی خوشگل بودند و شاید از دخترداییم بهتر ، اما من کاری به خوشگل یا زشت بودن ندارم . شایدم دخترداییم خیلی خوشگل و زیبا نباشه اما اون چیزایی رو که من میخوام داره و خیلی دختر خوبیه و مطمئنم حسم نسبت بهش تغییر نمیکنه . دوستان حالا که فهمیدید اون دخترداییم هست و من مطمئنم و شکی ندارم نظرم تغییر نمیکنه ، نظر شما چیه ؟ ( لطفا کمکم کنید ، واقعا وب عالی دارید اگه بهم کمک کنید و سوال هام رو تأیید کنید میخوام از حالا فقط از شما کمک بگیرم ، پس لطفا اگه میشه کمکم کنید . مرسی )
ترانه:
دوست عزیز همه ی حرفهایی که زدی قبول.اما به این هم فکر کن که اگه باهاش دوست شی می خوای چیکار کنی و چند سال به رابطه ت ادامه بدی تا شرایط ازدواجت فراهم بشه؟به این فکر کن که تو این چند سال چه اتفاقاتی ممکنه براتون بیفته؟قبول.شاید حس تو تغییر نکنه.اما به حس اونم مطمئنی؟از کجا معلوم بعدها نظرش نسبت به تو تغییر نکنه و به کسی دیگه علاقه مند نشه؟تو این سالهایی که می خوای باهاش دوست بمونی هزارجور اتفاقات مختلف می تونه براتون بیفته که رابطه تون بهم بخوره.اونوقت تو میمونی و چند سال از نوجوونیت که هدر رفت و تو هم نمی تونی برگردونیش.داداش حامد به نظر من بهتره تو الان فقط به درست فکر کنی و صبر کنی تا شرایطش برات پیش بیاد.به حرف دوستان اعتماد کن.ممکنه الان تو یه سری از خصوصیات اون رو دوست داشته باشی که چند سال دیگه اونا برات مهم نباشه.الان سن تصمیم گیری تو این مسائل نیست و اونایی که اینکارو کردن اغلب پشیمون شدن.یکم صبر داشته باش.
موافقین:
مخالفین:
faty.ir
آقا حامد دختر دایی . دختر عمه. یا دختر همسایه هیچ فرقی نمی کنه شما در چه شرایطی حستون نسبت به دختر دایی تون تغییر نمی کنه؟
شما که همه مشکلاتی که ممکن پیش بیاد رو پیش بینی کردید؟
آقا حامد واستون خیلی زوده . خیلی.
موافقین:
مخالفین:
رضوانه:
به نظر من باز هم فرقی نمیکنه حتی میشه گفت بدتر هم هست که طرف دختر داییته
الان مشکل شده دوتا
از یه طرف سن تو و اون دختره که کمه
از طرف دیگه دختر داییته یعنی همبازی بچه گیت
من هم تو سن تو که بودم همچین احساسی نسبت به یکی از فامیلهام که همبازی بودیم و خیلی خوب میشناختمش داشتم البته هیچ دوستی اتفاق نیفتاد ها ولی خب الان به فکرهای اون زمان میخندم و خدا رو شکر میکنم که هیچ اتفاقی نیفتاد
پس تو هم زیاد عجله نکن
هنوز خیلی زوده و راه طولانی پیش روت داری فعلا وقت این چیزها نیست
موافقین:
مخالفین:
یه دوست:
مشكل اينجاس كه سنت خيلي كمه . هم واسه ازدواج و هم واسه دوستي.يه راه اينه كه صبر كني تا بزرگتر بشين.اگه اون زمان هم همين نظر رو داشته و دختر داييت هم هموني بود كه فكر ميكردي كه ميتوني مطرحش كني و اگرم نه كه...
يا ميتوني با مامانت يا بابات كه بيشتر اطمينان داري بهشون در ميون بذاري.
در كل بازم ميگم كه احساست محترمه ولي سنت كمه
موافقین:
مخالفین:
یه رهگذر تنها:
به نظر من با مادرت در میون بزار حامد جان منم مشکل تورو دارم و هم سنتم!
میفهمم چی میگی ولی بهترین راه در میون گذاشتن با مادرت اگه می خوای از دستش ندی!
ولی ماله من از دستم رفت!





ولی دخترارو هیچکس نمیشناسه!!!!!!!!
موافقین:
مخالفین:
الهي و ربي من لي غيرك:
سلام حامد جون! به نظر من بهتره بعد منطقي قضيه رو در نظر بگيري تو اصلا و ابدا حائز شرايط ازدواج نيستي، ميدوني من اصلاً منكرش نيستم كه دوست داشتن دليه نه منطقي. ولي زندگي خيلي سخته خيلي! تنها دوست داشتن كفايت نمي كنه تو راه بسيار طولاني و فرصتهاي بسيار زيادي داري خيلي زياد! (خوش به حالت) تو بايد درستو تا سطح عاليه ادامه بدي كار پيدا كني با افراد بيشتري آشنا بشي تجربت زياد بشه و در نهايت انتخاب آگاهانه داشته باشي عشق منطقيش قشنگ تره عزيز مگه نه اينكه آدم دوست داره اوني رو كه دوست داره خوشبخت كنه؟ ميدونم دوست داشتن مهمه ولي زندگي 80 درصد مادياته اگه نداشته باشي كلات پسه معركه است (به مرور زماني متوجه ميشي)! داداشي خواهش مي كنم حرفمو قبول كن ولي يه قولي بده كه هيچ وقت ناسنجيده رفتار نكني و به كسي بيخود قول ندي چون دخترا زود ميشكنن من خودم 30سالمه و چند بار شكستنم! از هر لحاظي كه فكرشو بكني مورد قبولم (تحصيلات - شغل - درآمد - قيافه - اخلاق و ادب، ايمان... ولي... برات دعا مي كنم تا راه صحيح رو انتخاب كني و هرگز يادت نره «وتوكّل علي الله و كفي بالله وكيلا» تو تنها نيستي ميبيني شرايط من از تو حادتره! برا منم دعا كن...

موافقین:
مخالفین:
آقا حامد حتما ما رو از راه حلی که انتخاب کردی و نتیجه ش مطلع کن