سوال از: بنده عاصی خدا   وبلاگ:هزار و یک در 

چگونه به وجود خدا پی بردید و چقدر حضور او را احساس می کنید؟


پاسخ های شما به پرسش بنده عاصی خدا:


پرستوی مهاجر:

جستجوی خدا بودم تا اینکه دیدم دست راستی که مطلب برای وبلاگ شما می نگارد از آن خدا ست امانت است به بالا نگاه گردم دیدم گچی که بنا روی سقف کشید مال خداست سمت راست را نگاه میگنم همچنین سمت چپ سمت کاشی های آشپزخانه را .فرش زیر پام .خدایا من که چیزی از خودم ندارم اما چیزی که بیشتر از همه توجه من را جلب کرد سمت راست قرآن بود یادم آمد آیه ای که میگوید شما را از خاک آفریدیم وبه سوی خاک وبه سوی ما برمیگردید.خدا را باید شناخت ومقدمه آن شناخت خود میباشد .همه را در این چند خط گفتیم اما بی خود گفتیم چرا که باید بصیرت حکم فرما باشد.روی میز کامپیوترم تابلوی بیشر مرا جلب کرد که نام فاطمه بود ومرا یاد غریبی فاطمه انداخت فصل بی مادری زینب


پيرمرد خنزر پنزري كارشناس ارشد رشته... از تهران  وبلاگ:برهوت

به نظر من خدا نميتونه به اين شكل كه شما ميگين يا مرسوم شده وجود داشته باشه... خدايي كه ميتونه وجود داشته باشه ماوراتر از اين چيزهاس ... خدا نمي تونه هم خود آگاه باشه هم خود نا آگاه ... به نظر من اون ميتونه همون ماده ي اوليه باشه كه همه چيز از اون بوجود اومده...


ج گ:

فكر كن هيچ يك از اندام 5 گانه ي انساني را نداري
حالا به من بگو چطور ميتوني بگي وقتي من يا كسي ديگر پيشتيم از كجا درك مي كني


فریبا:

زمانی که خواسته هامو رد نمیکنه قشنگ حسش میکنم و احساس میکنم هیچ لحظه ای قشنگ تر از این لحظه نیست اما بازم من یادم میره 2 باره گناه میکنم


الهام:

خیلی حضورشو تو زندگیم احساس میکنم
اونه که بهم آرامش میده تا به همسرم اعتماد کنم و بهش خیانت نکنم و خیلی چیزای دیگههههههههههههههههه